ریـ ـتـالـ ـیـ ـن


ابهام را کجای این عادی شدن بگذارم

چشـم که باز کردمـ، تا آن سوی کهکشان راه شیری را که هیچ، کهکشان سه گوش و سنگ تراش را هم دیدم! ورأی آن پریدن کار سختی است. همـان تراوشات خلاق نغض پذیر بـشـرزادگان مرا هر لحظه ب دانستن حریص می کرد. چ عرض کنم ؟ داشت ما را از پا در می آورد. همه چیز زیر سر نیمه های ساعت گریخته و تاریک بلند شد. این نیمه های همیشگی.. مَـ ن از تصویر خود در آینه نیز سوال داشتم. چ عرض کنم؟ از خود آینه نیز سوال داشتم. پاره شدن بند بندم از خورده شدن روح کم نمی آورد. اسمش را فلاسفه می گذاشت بیداری_ میخواستم آرام بگیرم. غیر ممکنه ها را تکمیل کنم، چ عرض کنم؟ تسلی ام طوفان زاید! 

چشم که باز کردمـ دنیا مبهم عجیب شد..

امــا مـا تکرار عادت بودیــم.


پ ن: چشممو برندارین :/

از متن که چیزی سر در نیاوردم ولی این عکس خودتی؟!
سر در نیاری هم بهتره :/

اره ! نصف خودمه درواقع 
دانشگاه چطور بود؟
چیزی ک تصور داشتم نبود!
ولی از خیلی دانشگاه و خوابگاه ها شوایط بهتری داریم :)
کلا چیزی بود ک دیگ بهش نیاز داشتم :))
چه رو این شکلی شدی ؟ :/
:) تعجب کِردم !
خخ
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Ritalin 10mg Powered by Bayan