ریـ ـتـالـ ـیـ ـن


هستم ولی خستم

زندم 

:| 


+ در حال گرفتاری و شلوغی روزمرگی

+ چه معنی میده هنوز نیومده میان ترم داشته باشی ؟


+ گزارش کار فیزیک پزشکی ، در شرایطی که پارتنر احمقی داشته باشی یعنی فاجعه، دِ یه هفتشم خب تو بنویس عه دِ :/ 

+ برای بار سوم اتاق عوض کردم تخت نفر سوم رو هم خریدم! کلی خوبم با هم اتاقی شیرازیم.. تنها شانسی ک آوردم این بود تو دانشکده :| 

+ بچه های دندون نیومده رِل زدن و بیرون میرن دوتایی -.- اونقدری مزاحم داشتم که اینستا و تلگرام رو دیلیت کنم تا دردسترس نباشم ! همین قدر خز همین قدر پوکر :|


از خوابگاه

ریتالین در حالِ ... :| 

واسه یونی ذوق نکنین ! اونی نیست ک فکرشو میکنین.

کلا .. بیخیال ، خستمـ ! له .. 


ریتالینِ دانشجو

خسـتـمـ

له

له

!

+ تا یه دانشجوی ترمکی راه بیوفته و یونی به این بزرگی رو بشناسه، کتاب فروشی، کتابخونه و سالن مطالعه رو با هم قاطی نکنه

راه سلف رو ب جا کافه نره

کلی طول میکشه

:) 

راستی چه اساتید گُلی داریمـ

قابل دوست داشتن

:) 

له

له

خستـمـ

!

+ آناتومی خوندن ها فیزیو ، بیو شروع شد:)


همه رفتن

خیلی گفتین از فضای دانشکده و خوابگاه بنویسمـ،

خیلی نمیدونمـ از کجا شروع کنمـ.. آخه فقط یک ساعت اونجا بودمـ و مامانمـ گریه میکرد باهاشون اومدمـ شب هتل بخابمـ -.-  فهمیدمـ که بچهای دارو و دندون همـ تو همین خوابگاه هستن ، اتاقم س نفرس .. قرار شد ناهار و شامـ رو بگیرمـ ولی صبحانه رو خودم میخرمـ مثلا امروز واسه کل هفته شیر و پنیر مربا خریدمـ و میوه، انجیر، مویز ،بادوم پسته، شیرینی ، شکلات ، باقلوا، شیرین عسل ، بیسکوییت، نون برنجی و غیره همـ لازمه که خریدم :| آخه هی گفتم نمیخامـ ولی رفتمـ اتاق رو دیدمـ جا هست و خوبه گفتم باشه میخامـ :) شنیده بودمـ حسابی دزدی میشه تو خوابگاه ها ولی مسولین گفتن حتی یه بار هم نشده اینجا مشکل و شکایتی پیش بیاد از لحاظ امنیت همـ این خوابگاه اصلا مشکلی نداشته .. بگذریمـ از إمکانات بگمـ واستون :) میشه گفت راضی امـ خب خوابگاه که نمیشه رویایی و لوکس باشه اتاق مـ ن س تخته هست و س کمد داره و دوتا میز و دوتا صندلی ، یخچال بزرگ، آینه، جالباسی ایستاده. خوابگاه اینترنت داره و با شماره دانشجویی وارد میشی و هزینه اضافی نداره و از این جاش خوشمـ اومد که گفت باشگاه و سالن ورزش بالاتر تو محوطه هست که شب ها در اختیارمون هست و اونم باز هزینه ای نداره هر وقت بخایم کلید میبریم اما تا ساعت نه و نیمـ شب باید تو خوابگاه باشیمـ :) تو حیاط خوابگاه تاب بود *.* اونقدری بزرگه حیاط که هر چقد میخای هدفون تو گوشت باشه و بدویی :) راستی سالن مطالعه طبقه دو بود میز صندلی های خوبی داشت و همچنین TV seat  هم طبقه دو بود اتاق منم تو همین طبقس ته راهرو.. ته راهرو در شیشه ای هست و دلگیر نیست مث اینکه از بیرون پله میخورد ولی واسه امنیت بسته بودن در شیشه ای رو :) تنها امیدوارمـ دوتا همـ اتاقی خوب گیرمـ بیاد که فقط شخصیت داشته باشن و تمیز باشن :/ 

یه چیزی بگمـ D: خودمـ کلی خندیدمـ! شنبه روز اول کلاس هاس امیدوارمـ تشکیل نشه -.- خب خستمه D: و به این خندیدمـ که روز یک شنبه میریمـ " اردو " D: چه عشقن نرسیده اردو میبرن احتمالا شهرگردی داریمـ حدس میزنم هنوز نمیدونم کجا میبرن :) 

هاااااااااه خوبه ، نگرانی هایی دارمـ ولی میدونمـ لازمه که بزرگ شمـ ، مستقل شمـ ^.^


+ همه رفتـــن ، کسی پیشــم نمونده از همه خسـتـــمـ

چقد خستمـ


مبهم ترین شب زندگیمـ

وقتی یه قدمی رویاهام ایستادمـ

میترسمـ که امشب چشم هامو ببندمـ

فردا دیگ باز نشه ..

اونقدری عجیب گذشت که این بعید نیست

قرص خوابی که خوردمـ رو میخامـ برگردونمـ!

نمیشه آره ..

میخامـ تا صبح رفتن چشمـ هامو رو هم نزارمـ ..

مواظب حالمـ باشمـ !

نمیشه آره ..

میدونمـ ، هاااااااه


یه پُستِ اقتصادی :/

خوبی قلکــ ـم اینه :) 

هر وقت بخام درش بازه و پول هام ردیف D:


پایان کلمه ها

مـی بایستی کـم کم

خط اول را به خداحافظی تنظیم کنمـ

خداحافظی به دوران بیســت سالگی

دست بستگی

غـمـ بار کنونی

انـبـار خاطراتِ انفجاری 

ماقبـل افتخاری 

مـی بایستی مـ ـن امروز

به چشم ریزُ

به دست های زخمی زندگی 

سـلام کنمـ

و امـا ..!

اختیار و عقل و در مجموع " مـ ـن "

مـ ـنِ باران دیده

مـ ـنِ صبح ندیده

فـردا

اولین صبح بیداری مـ ن اسـت :)

مـی بایستی خط آخرم را هم

بگذارم برای آغوشی مصنوعـی

و خداحافظیی نمـادیـن

مـی بایستی آخرین کلمه امـ

خداحافظ باشد

مـی بایستی آخرین حسم لبخند باشد .

:)

۱ ۲ ۳ . . . ۷ ۸ ۹
Designed By Ritalin 10mg Powered by Bayan