ریـ ـتـالـ ـیـ ـن


وِنِسا

اینمـ عروسک روسی مـ ن :)

بارداره ! بیست روز هست منتظرش بودمـ حالا رسید خونمون ..

هدیه نگرفتمـ این بار خودمـ واسه خودمـ هدیه خریدمـ .

سلیقه و سخاوتمـ چطوره :)؟


جـانِ هفتمـ

امروز دلخوشمـ ب زولوفت ٥٠ و بوسپیراکس ٥

بوی تند لاک merida

موزیک حانا، در حال پخش :

" با تو عاشق شد دلمـ

دوست دارمـ با تو برمـ

تو خیابونای شهر

داد بزنمـ دوست دارمـ

هیشکی بت نزدیک نشه

ک دلم اذْیت نشه "

یک بغض در حال خفه کردن مـ ن

خاطره می شود 

قعرِ قلبـ ـم

قبرستانِ قدیمیِ قهرِ قلمـ م

هــــــ ـــــ ــــــاه

هفت جـان شنیده ای ؟

مـ نِ هفتـاد جـ ـانه ببین !

کاش جهان

در یک کلمه می شد جهــان ..


+ ماییم و اتاق و یک دهانِ بسته 

موهایی برای شانه زدن .. 


عرضی مینگاشتمـ

عرضـ ـم به حضـورت

عرض و حضورت

روغن و آب اند

شرحـ ـم به شعـورت

اینجا چرا ایستاده ای ؟


+ به پایداری و تنفس ماورا می نشینم و فلسفه ای ورق میزنم یک ماه و یازده روز .. پنلم اگر به کامنتی باز شد، دیر ولی جواب میدم .


برایمـ شعری بیاور

برایم شعری بیاور

که آفتاب ظهر زمستانش

ملایم باشد

وقت زیادی مانده تا شام

مـ ن از راه برسمـ

برایم شعری بیاور

بوی رز سفید بدهد

مـ ن میخرمـ

بویش با شعر

مـ ن با یک بغل رز سفید از راه برسمـ

برایم شعری بیاور

ناب و بابِ دل

از طعم شکلات ها

برای آب کردن و ریختن روی کیک

مـ ن پالتو ب تن جیب هایش از شکلات با یک بغل رز سفید از راه برسمـ

برایم شعری بیاور

آرد بپاش

تخم مرغ ها لبخند میزنند

بو بکش !

عطر سرآشپز است :)

آشپز خـانه ام امشب

منتظر یک مهمانی است

مـ ن و کتاب و یک فنجان شیر قهوه

و کیک شکلاتی

تنها که نیستیم نه گمان نکن !

مـ ن کتاب در کیفم پالتو ب تن جیب هایش از شکلات با یک بغل رز سفید از راه برسمـ

برایم شعری بیاور

شهری را زیر پا گزاشته امـ

کودکان شکلات را به هر زبانی می خوانند

جیب های پالتو ام را خالی کرده امـ

کهنسالان رز سفید که هدیه بگیرند

لبخند میزنند

چروک هایشان بیشتر میشود :)

دستِ آخر

دزدی کیفم را ربود

مهمان مـ ن باشد


برایم شعری بیاور

وقت زیادی نمانده تا شام

مـ ن از راه میرسمـ

خسته 

لیوان آبی مینوشمـ

و خواب ..


+ برایمـ شعری بیاور یک جور کامـ زندگی بدهد :)


تخته گچی

اینم کادوی دانشجو شدنمـ :)
+ منهای هزینه های چند ملیونیم :|

D:

چشمـ و ابرو همـ نداری عاشقت شیمـ :)


شیرفهم

بگویید انگشتان ننگ آلودشان را به یال شیران از بیشه در آمده نزنند !
ماهی های اسفندی زیرآبی رفتن هایشان زبان زد است ..
و شیر که از بیشه در آمد نر و ماده ندارد 
شیر ، شیر است .. 

+ شیری پنجه به قلم میشود :)
Designed By Ritalin 10mg Powered by Bayan